هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
299
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
[ بئر الشيخ ] روز چهارشنبه ، سيّم محرم الحرام 1297 [ 12 ه . ق . ] شب چهاردهم را در منزل « بئر الشيخ » با كمال زحمت به سر برديم . در اين منزل 2 چاه است . آبش هرچند خوب و گوارا نبود ، ولى رفع احتياج مىكرد . 40 دقيقه ، به طول آفتاب مانده ، از « بئر الشيخ » حركت كرده ، به راه افتاديم . همهء اين راه ، وادى غير زرع و سنگلاخ و ريگزار و صعب المسالك است . از سختى راه ، شتر را مجال رفتار نبود . بعد از مسافتى از همان راه ، اول غروب وارد تنگه [ اى ] شديم كه عرض راه در اينجا خيلى اندك است . دو كوه مرتفعى از يمين و يسار ، راه را احاطه كرده بود . از همينجا تا انتهاى منزل امروزى ، كه قريه « صفرا » « 1 » بود ، همهجا در ميان درّه مىرفتيم . در اوّل تنگه ، اسم كوه دست راستى « جبل السّطح » [ و ] سمت چپى « جبل البطر » است . اين امتداد تنگه ، كه بيشتر از دو فرسخ مىشود ، از يمين و يسار طورى واقع شده كه از هيچجا راه مفرى ندارد . بعد از قطع مسافتى از ابتداى درّه ، چاهى موسوم به « بئر الحسانى » « 2 » در سمت راست واقع است . در دور او چند خانوار « عرب » ديده شد ، كه زندگى آنها خيلى سخت به نظر آمد . تمامى اين درّه را « شعبخايه » گويند . اينجا آنقدر محل « خطرناك » و « غيرامن » است ، كه اگر از اهالى اين جاها كسى با قافله نباشد ، آن قافله جرأت عبورومرور ندارد . غالب جمالان اين قافله ، اهل اينجا بودند . اتفاقا در اواسط اين تنگه ، به كاروان شتردارى تلاقى كرديم . احوال پرسيده ، گفتند كه از « مكه » برنج خريده ، به « مدينه » مىبريم . چون اين راه « مخوف » و « خطرناك » است ناچار از اين راه برگشته ، از راه شرقى خواهيم رفت . [ صفرا ] فى الجمله ، بعد از تحمّل زحمات بسيار ، سه ساعت از شب گذشته ، وارد منزل
--> ( 1 ) . As - Safra . ( 2 ) . در اصل چاه ابن حشانى است ، كه در راه سلطانى و راه بنى ايوب واقع شده است .